که آدمای تکراری رو روزی صد بار ببینی،
و اونقدر بزرگ...
که نتونم تو رو حتی یک بار ببینم...
گُمت کردم امیر.
نوشته شده در سه شنبه چهارم آذر ۱۳۹۳ساعت 2:40 توسط M.A| |
برچسب:
نویسنده: کاوه کمالی
برچسب:
نویسنده: کاوه کمالی
گاهی نه ...
گاهی دوستت دارم..
تو کیستی و از کجایی...
که هر غروب دل تنگت می شوم...!!
.
دوستت دارم بی تا❤
نوشته شده در شنبه هشتم آذر ۱۳۹۳ساعت 12:48 توسط M.A| |
برچسب:
نویسنده: کاوه کمالی
صدای هق هق گریه هایم ...
از گلویی می آید که تو از رگش به من نزدیکتری!!
خــــــــدا ...
❤
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 23:57 توسط M.A| |
برچسب:
نویسنده: کاوه کمالی
برچسب:
نویسنده: کاوه کمالی
یلدا یعنی همین...
همین ...
یلدات مبارک ❤
برچسب:
نویسنده: کاوه کمالی
نمیدونم چرا ...
ذهن و روح و جسمم خسته خستست...
وقتی نیستی..
وقتی نمیخونی چرا باید بنویسم...
دارم خفه میشم از بغض امیر.
.
نمیدونم .
نمیدونم
نوشته شده در یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ساعت 4:6 توسط M.A| |
برچسب:
نویسنده: کاوه کمالی